احمد بن محمد ميبدى
543
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
40 - إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . همانا گفتار ما براى آنچه اراده كنيم اين است كه بگوئيم باش ، پس مىباشد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 30 - وَ قِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ . آيه . در اين آيت : هم مدح است ، هم تهنيت ، هم بشارت ، مدح نيكو ، تهنيت بسزا ، بشارت تمام . مدح آنست كه مؤمنان را به صفت تقوى ستود ، تهنيت آنست كه آنان را در دنيا حسنه داد ، بشارت آنست كه ايشان را در آخرت سراى پيروزى و ملك جاودانى وعده داد ، و گفت : نيكجائى و سراى خوشى است بهشتهاى جاودان بدان نيكوئى ، و سراى بدان پيروزى و نعيم بدان فراخى ! آنها را براى كسى ساختيم كه در كوى تقوى منزل دارد و ايمانش را به جامهء پرهيزكارى آراسته دارد . مصطفى فرمود : « ايمان برهنه است و جامهاش پرهيزكارى است » هر مسافرى را زادى بايد براى سفرى كه در پيش دارد و مسافر راه حقيقت را توشه و زاد ، تقوى است . لطيفه : اگر كسى را از تقوى نشان توان داد ، همانا درويشان صحابهء پيغمبرند و بزرگان دين و پيشوايان شريعت سيّد المرسلين و پيروان حقيقت ربّ العالمين ، كه در طلب جمال دين از اوطان خويش هجرت كردند ، غريبوار جان و دل خود را از اندوه دين و درد اسلام بگداخته و نهادشان از تيمار مسلمانى بيمار و نحيف گشته و بر دوستى خدا و رسول ( ص ) تن سبيل و جان فدا كردند . نيكو گفت : آن جوانمرد كه گفت : از اين مشتى رياستجوى رعنا هيچ نگشايد * مسلمانى ز سلمان جوى و درد دين ز بو دردا ! . . . لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ . آيه . لاجرم نيكوكاران را در دنيا نعمت حلاوت طاعت ، و صفاى وقت و استقامت و زيادتى توفيق در اعمال و تحقيق در احوال است . گروهى حسنه را سراى نيكو و منزل پاك سادات و بزرگان قوم دانند ، يعنى همان كسانى كه در طاعت راغب و بر خدمت مواظب بودند تا به درجهء امامت و پيشوائى رسيدند ، و از بركات وجود آنان ، در راه دين ، پيروان و مريدان برخاستند و به چراغ علم ايشان به راه شريعت و حقيقت رفتند . . . . وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ . آيه . سراى آن جهان بهتر است چون در آن خطرى نيست و اين جهان دار مشاهدت و آخرت دار معاينت است و فرق اين دو آنست كه مشاهده برخاستن مانعها و عائقها است ميان خداوند و بنده ، و معاينه هم ديدار عارفان است با حق تعالى ، امروز مشاهدهء دل است و فردا هم مشاهدهء دل بود و هم مشاهدهء چشم . و معاينه سه چيز است : به چشم اجابت به مجيب نگرستن ، و به چشم انفراد فرد را نگرستن و به چشم حضور حاضر را نگرستن ! پير طريقت گفت : اى جوانمرد ، به دورى از خود ، نزديكى او را اميدوار باش ، و به غيبت از خود حضور وى را آماده ! كه خداوند نه از قاصدان دور است و نه از طالبان پنهان ، و نه از مريدان غايب ! 31 - جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها آيه . چه زيبا جائى ، چه نيكوسرائى كه خداوند خود مىگويد : لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ خوش جائى است كه در همه زندگى است ، مرگى نيست ، همه جوانى است ، پيرى نيست ، همه تن درستى است ، بيمارى نيست ، بنده در آن جاودانى است ، بيرون آمدنى نيست . در هواى بهشت سرما و گرما نيست آفتاب و تاريكى نيست ، سموم و زمهرير نيست ، خوشنگار چون روز نوبهار ، همه بنفشهزار و گلزار ، نسيم خوش و تن درست و دل شاد ، و به هركس به قدر طاعت او ، نعمت و پاداش به او رسد و كمال نعمت آنست كه هرگز بريدنى نيست و از روى اشارت فرمايد كه : ما به جفاى بنده ، عطاى خود را دريغ نداشتيم ، ديديم آنچه ديديم و مهر خود از او برنداشتيم .